داستانمون تویی از که همون لیاقت نور همه شدیدی چی که رو خیره کننده داری بود من شروع شد بی لیاقتم
تو تو آرزوی پاداش پرواز تلاشاتو داشتی میگیری دنبال من چوب بال بی غیرتیامو هر بی غیرتیا سختی نسبت رو فبول کردی به خفت و خواری هایی من آرزوی که کشیدم ویراژ و به روی توی اتوبان خودم داشتم از اول نیوردم
ناامید و من حالا منتظر دنبالت گوشه باید تو نظری آسمان گشت
خدا به من باوری بده که این حس ناامیدی رو باور نکنم و دنبال یک جفت بال واسه پرواز باشم
+ نوشته شده در شنبه 5 آذر1390ساعت 1:29  توسط رضا
|
دوباره چشمم سیاهی رفت و پروانه های حاشیه ی نامه آخرت پرکشیدن و رفتن . همش تقصیر جمله ی اخرت که طاقت خوندنش ندارم بگو چرا با پسوند عزیزم شروع کردی ؟ چرا خاطرات اون روزارو گوش زد کردی؟ اینا رو حاشیه خوندی و حرف از تجربه خوب و آرزوی موفقیتهای بزرگ توی نامت زدی . منظورت از اون پروانه ها چی بود میخواستی چیزی بگی نگفتی و در عوضش اونارو نقاشی کردی میخواستی ... . بزار تو تو حاشیه نامه هات غرق بشم چیزی نگم ...
+ نوشته شده در چهارشنبه 11 خرداد1390ساعت 23:57  توسط رضا
|
یک آشنایی نیمه کاره
ترم بی امتحان
جوونی نیمه تمام
تمرینهای انجام نشده
خنده های بلند نصفه
جزوه های نخوانده
درس های مونده
نمره های ناقص
آرش یادت گرامی
عزیزم باید به شما خبری بدهم که شاید هنوز آن را نشنیده باشید در ابتدا سعی کردم این خبر را کمی ملایمتر کنم آن را با رنگهای درخشان تری رنگآمیزی کنم اما علیرغم وجود همه این چیزها تاثیر آنچنانی در اصل موضوع نخواهند داشت.
نفس عمیقی کشیده و خود را اماده کنید . من هستم تا مستقیم و صریح باشم و از بابت چیزی که میخواهم بگویم اعتقاد راسخی دارم این یک پیش بینی دقیق و بدون هیچگونه حاشیه ای برای شک و شبهه می باشد .
خبر مزبور اینچنین می باشد : شما خواهید مرد .
"مکتوب"
+ نوشته شده در دوشنبه 20 دی1389ساعت 0:29  توسط رضا
|
من توي کوچه ول بودم و کسي چيزي نمیفهمید
تو توي کوچه نميرفتي همه بهت ميگفتن يه وقت نري تو کوچه
من پيک شاديم خودم مي نوشتم و نمرم ميشد 16
توپيک شاديتو دست جمعي حل ميکردي ميشدي 19.75
من يه کتابخونه ي کوچولو واسه خودم باز کرده بودم اعضا داشتم
تو يه کتاب داشتي همه تشويقت ميکردن
من ((سرگروه)) , سرود کلاس ميشدم
تو از سرود انصراف ميدادي همه تاييدت ميکردن
من تو رياضي بهت کمک مي کردم
بقيه تو رو به خاطر اين کارت تشويق ميکردن
تو معدلت ميشد 20 همه بهت افرين ميگفتن کارنامتو ميگرفتن نگاه ميکردن
من معدلم ميشد 19.60 کارنامو ميزاشتم توي جيبم ولي کسي ازم نمیپرسید و نميخواست
من فرسنگها با دوچرخه ميرفتم به هرکی میگفتم باورش نمیشد یا واسش مهم نبود
تو دوچرختو ميفروختي همه به تو نگاه يک تيزهوش داشتن براي چن ماه
من براي امتحانات ورودي مدرسه خواب موندم کسي نه فهميد نه چيزي گفت
تو حال نداشتي بري همه سرزنشت کردن و بهت میگفتن آيندت خراب نشه؟
((اینکه من نه تشویق میشم نه تنبیه خیلی خوبه))
+ نوشته شده در جمعه 17 دی1389ساعت 18:24  توسط رضا
|
انچه من امروز دارم از گذشته دارم و انچه امروز میکنم همان ثمره گذشته ی فرداست اگر امروز چیزی ندارم یا دارم به خاطر کارهایی که دیروز کردم ولی مشکل اصلی این رابطه اینه که آنچه من دیروز می خواستم چیزی نیست که امروز میخوام و چیزی که الان می خوام چیزی نیست که فردا میخوام اینجاست که بهت میگن باید یه هدف بزرگ دنبال کنی تا به نقض نرسی ولی این هدف بزرگ هر چه قدر باشه بالاخره باعث محدودیت میشه از اونجایی که انسان بی نهایت طلبه حتی این راه حلم مثل بقیه راه حلاست چیزی که رو مخته اینه که همیشه باید بی خیال چیزیایی بشی که میخوای . یا اینکه واردش بشی و بعدش بفهی که یه حلزونی که هر چقدر هم سریع تر دست و پا بزنی بیشتر غرق میشی و ارزو میکنی کاش اصلا توش نیمده بودم بیخیالش میشدم این جوری که حس میکنی لبخندتم تلخ و زندگیت بیهوده است . می خوای زندگیتو نجات بدی و غرق نشی ولی کارهایی که شروع میکنی همیشه با کاش تموم میکنی و بعضی روزا شادی ولی همون لحظه هم افسردگیت به صورت محرمانه اذیتت میکنی .
ناامیدشدن و خسته شدن دو حس مسخرن . کسی این حس هارو داشته باشه جز ادمیزاد نیست پس تنها راه موجود مبارزه با این شرایط اگه حتی از شرایط ناراضی باشی پس دستاتو واسه بال شدن باز کن روزات الکی شب نکن و چیزی رو که می خوای امروز . امروز بهش برس . این مبارزه تمومی نداره شکستم بی معنی و ما محکوم شدیم محکوم به پیروزی توی این مبارزه . توی این راه ابرای تیره همیشه بالاسرتن می خوان روی تو سایه بندازن . پس عجله کن اگه خورشید میخوای ببینی باید بیای بیرون از این سایه .
خودت گم کن توی امروز و امروز مال خودت کن وامروز یه شانس , شانست از دست نده فردا کی زنده کی مرده
پ.ن:
پرچم قرمز بالای گنبد امام حسین (ع) نماد این که جنگ تموم نشده وادامه داره
+ نوشته شده در جمعه 19 آذر1389ساعت 15:26  توسط رضا
|